غزل ۵۵۳

سرو بستانی تو یا مه یا پری

یا ملک یا دفتر صورتگری

رفتنی داری و سحری می‌کنی

کاندر آن عاجز بماند سامری

هر که یک بارش گذشتی در نظر

در دلش صد بار دیگر بگذری

می‌روی و اندر پیت دل می‌رود

باز می‌آیی و جان می‌پروری