غزل ۵۹۶

مرا تو جان عزیزی و یار محترمی

به هر چه حکم کنی بر وجود من حکمی

غمت مباد و گزندت مباد و درد مباد

که مونس دل و آرام جان و دفع غمی

هزار تندی و سختی بکن که سهل بود

جفای مثل تو بردن که سابق کرمی

ندانم از سر و پایت کدام خوبترست

چه جای فرق که زیبا ز فرق تا قدمی