غزل ۶۰۸

ای سرو حدیقه معانی

جانی و لطیفه جهانی

پیش تو به اتفاق مردن

خوشتر که پس از تو زندگانی

چشمان تو سحر اولین اند

تو فتنه آخرالزمانی

چون اسم تو در میان نباشد

گویی که به جسم در میانی