حکایت

آن شنیدی که در گه عیسی

خواست باران به حاجت از مولی

رفت و با قوم خود به استسقا

کر هرکس ز عجز خویش دعا

به اجابت دعا نشد مقرون

گشت عیسی از آن سبب محزون

ناگه آمد ندا که مُجرم را

از میان کن برون که مُکرم را