الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله اثر: سنایی مطالب: ذکر نفس الکلی نذیر ناصح و اهماله غرور فاضح صفت کلماتی که با نفس کلّی رود و جوابها که او گوید جوابها که با نفس کلّی گوید اندر صفت مرید اندر عذر انبساط گوید در چشم نگاه داشتن گوید قالَ النّبی علیهالسّلام: النّظر سهم منِ سهامِ الشیطان حکایت اندر صفت خوب روی بدخوی گوید اندر شرح خوب و زشت گوید اندر صفت شاهدان گوید در مذمت شهوت راندن اندر صفت خوب رویان و شاهدان گوید حکایت اندر مذمّت دنیا و وصف ترک او اندر طلب دنیا اندر مذمّت کسانی که به جامه و لقمه مغرور باشند در طلب دنیا و غرور او گوید اندر مذمّت مال دوست اندر مذمّت شراب گوید حکایة و مثل حکایت التمثّل فی اکل الرّبا، اَکل الرّبا کمَن یأکل ناراللظی حکایت اندر نقص دنیا گوید اندر ترک دنیا و ریاضت نفس گوید اندر بیان نسب آدمی من عرف نفسه فقد عرف ربه در حرص و شهوت و خشم گوید در معنی آنکه عاقلان بیغم نباشند در متابعت نفس و هواناکردن گوید در رنج و زیان جان از تن در معنی آن گوید که آنچه خاکی است به خاک باز شود اندر صفت نفس بهیمی و انواع شهوات اندر حشر و نشر الناس کما یعیشون یموتون و کما یموتون یحشرون فی التّمثّل ذکر اظهار حال آن سرای فی یومالقیامة فلا انساب بینهم یومئذ ولایتسائلون فی ذکر انساب البشر من ارکان البشر در انسانی و حیوانی گوید حکایت در این معنی اندر آنکه آدمی پس از اشیاء و جهات پیدا آمد اندر بیان ظلومی و جهولی انسان کما قالاللّٰه تعالی: وحملها الانسان انّه کان ظلوما جهولا فی مذمّة الدنیا واهانته و ترکه، من ترح فرح حکایت و مثل فی لذّة الدنیا مع شدّة العقبی اندر مذمّت بددلی و بددل حکایت در شجاعت و غیرت حکایت در این معنی اندر نکوهش شکم خواری و بسیار خوردن التمثّل فی ترک الدّنیا و قصّة روحاللّٰه و تجریده حکایت روحاللّٰه علیهالسّلام و ترک دنیا و مکالمهٔ او با ابلیس فی ذمِ حبّ الدّنیا و منع شرب الخمر اندر مذمّت افعال زشت که از خویهای بهیمی است ذکر المثالب للتوقّی لا للقبول والتلقی در ذمّ مقابح و افعال نکوهیده و منع آن التمثّل فی شأن اصحاب الغفلة و نظر السّوء اندر صفت ربیع و تشبیهات گوید ذکر الربیع یحیی القلوب المیتة و یشرح الصدور الضیقة در تسویت پارسی و تازی در بیان آنکه ادب به فارسی و عربی نیست اندر خوردن شراب و خواصّ آن گوید اندر صفت نقص دنیا التمثل فی اصحاب المغرورین حکایت حکایت حکایت حکایت حکایت حکایت حکایت