حکایت در این معنی

پیش از آدم ز دست کوتاهی

دوستی داشت مرغ با ماهی

هریکی در مقام خود ساکن

آن ز فخ فارغ این ز شست ایمن

آدمی در زمین چو بپراکند

ماهی از مهر مرغ دل برکند

گفت بدرود باش و رو بفراز

زانکه من زیرِ آب رفتم باز