در مذمت شهوت راندن
شهوت ار جانت بارّه باز کند
بر تو کارِ بتان دراز کند
گرچه از چهره عالم افروزند
از شره دل درند و جان دوزند
همه در بند کام خویشتند
عاشقان پیششان همه شمنند
از پی دردی روانها را
چشمشان رخنه کرده جانها را
شهوت ار جانت بارّه باز کند
بر تو کارِ بتان دراز کند
گرچه از چهره عالم افروزند
از شره دل درند و جان دوزند
همه در بند کام خویشتند
عاشقان پیششان همه شمنند
از پی دردی روانها را
چشمشان رخنه کرده جانها را