حکایت

خواست وقتی ز عجز دینداری

از یکی مالدار دیناری

آنگهی مالدار بی‌هنجار

مُهر بر لب نهاده دل مردار

یک دو بارش چو گفت سایل راد

مالدار این چنین جوابش داد

گفت اگر حق‌پرستی ای تن زن

دین و دنیی ز حق طلب نه ز من