در ذمّ عوام و بازاریان و جهال گوید ذکر مساوی العوان للخواص نفع عام

عامه تا در جهانِ اسبابند

همه در کشتی‌اند و در خوابند

دل عامی چو دیدهٔ یار است

نیم بیمار و نیم بیدار است

گنده و بی‌مزه است صحبت عام

چون سگ پخته و چو مردم خام

زان گروهی که سوی درویشان

نفرت آرد همی خرد زیشان