الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین اثر: سنایی مطالب: فصل فی بیان سبیلالسعادة والطریق المستقیم فی شکایة اهل الزمان فیالمعذرة والتقصیر فیالحقیقة والطریقة در دانستن آنکه آخرت به از دنیاست حکایت فی مثالب شعراء المدّعین فی مثالب المنحولین فی ذکرالعوام و اهل السوق والجهال در ذمّ عوام و بازاریان و جهال گوید ذکر مساوی العوان للخواص نفع عام فی مذمةالاعداء و نصیحةالاولیاء اندر خویشان گوید فیمذمة الارقاب که: الاقارب عقارب، والاخ فخ، والعمّ غمّ، والخال وبال، والختن محن اندر مذمّت برادران گوید اندر مذمّت خواهران گوید حکایت هزل اندر مذمّت فرزند گوید اندر مذمّت دختر گوید فی مذمّة الختن اندر مذمّت عمّ گوید اندر مذمّت خال گوید اندر خویش لشکری گوید ذکر انواعالشهوات علی بعضها تحریض و علی بعضها تمریض اندر صفت شهوات و در حق غلام باره گوید در معنی زناشویی گوید حکایت و مثل التمثیل فیالمطایبة بطریق الهزل اندر مذمّت خویش صوفی گوید حکایة فیالتّمثّل الصوفی اندر قرابت فقیه گوید حکایت و ضربالمثل حکایت اندر صفت مرائی و قرّاء و سالوس گوید در حق پارسایان گوید در صفت جاهجویان و زر طلبان و درویشان صورت گوید در حق کسی گوید از بزرگان غزنین در مثالب علوی زرمدی گوید در هجو شعراء بد گوید اندر هجو حکیم طالعی گوید دیگری را گوید در مذمّت خدمت مخلوق گوید التمثّل فیالقناعة و ترک الحاجة حکایت در مذمّت طبیبان جاهل گوید در مناقب اطباء عالِم گوید قالالنّبی صلیاللّٰه علیه وسلّم فی شأنهم العلم علمان علمالابدان و علمالادیان تفصیل العلل و هی خمسون نوعا فی تفصیل العلل و بیانالامراض در طبیبان نادان گوید در صفت منجّم حاذق و منافق و تمثیل اصحاب دعوی به غیر معنی فی بطلان احکام النجوم و صفة هیئةالفلک و واضع هذاالعلم، قال الن فی صفة الافلاک فی صفةالسّعد والنّحس منالکواکب السبعة در بیان طبایع چهارگانه در صفت بروج دوازدهگانه در شرف و وبال و صعود و هبوط کواکب گوید فی تسویة البیوت التمثیل فی احوال المنجّم الجاهل عندالملک العالم صفة مقادیر ابروج والکواکب السیّارة در حق مردم و آدمی گوید