در هجو شعراء بد گوید

یک رمه ناشیان شعر پراش

خویشتن کرده‌اند شعر تراش

قالب و قلبشان سلیم و لئیم

خاطر و خطشان عقیم و سقیم

همه بر درگه فرامشتی

همه از روی معرفت پشتی

دیدنی هست و خوردنی نه مدام

چون سگ پخته و چو مردم خام