در شرف و وبال و صعود و هبوط کواکب گوید

شرف آفتاب در حملست

شرف ماه گاو بی‌جدلست

راس را خانهٔ شرف جوزاست

سرطان آنکه مشتری را جاست

شرف تیر خوشه آمد و پس

مر زحل را شرف ترازو و بس

مز ذنب را شرف کمان آمد

ملک بهرام جدی از آن آمد