حکایة فی‌التّمثّل الصوفی

آن شنیدی که بُد به شهر هری

خواجهٔ فاضلی و پر هنری

خسته از رنج بی‌کرانهٔ دهر

گشته از فضل خود یگانهٔ دهر

از خرد رخت بر فلک برده

محنتش زیر پای بسپرده

محنتش را مگر یکی آن بود

که در اندوه قوت حمدان بود