در صفت منجّم حاذق و منافق و تمثیل اصحاب دعوی به غیر معنی فی بطلان احکام النجوم و صفة هیئة‌الفلک و واضع هذاالعلم، قال الن

باز اینها که مرد احکامند

همه در فال و زجر خودکامند

نفس از گردش نجوم زنند

سال و مه فال سعد و شوم زنند

همه جاسوس نجم افلاکند

همه با میل و تختهٔ خاکند

همه در راه حکم خود رایند

به سرِ من که ژاژ می‌خایند