دیگری را گوید

بوده مامات اسب و بابات خر

تو مشو تر چو خوانمت استر

بدخو از بی‌نکاح زاده بتر

زانک ازو بار به کشد استر

رو که دین را به شعرک و ناموس

نیک پی کور کردی از سالوس

کانکه با چشم عنکبوت بُوَد

مگسش تخم عنزروت بُوَد