حکایت
دید وقتی عزیز عزرائیل
سمج لقمان سبیل سیر سبیل
سقف بامش پر از خلل چو خلال
چوب باریک و کوژ قد چو هلال
در و دیوار رخنه چون غربال
باد و باران منقی و کیال
سرش بر در دو پای بر دیوار
پهلو و پشت از برون جدار
دید وقتی عزیز عزرائیل
سمج لقمان سبیل سیر سبیل
سقف بامش پر از خلل چو خلال
چوب باریک و کوژ قد چو هلال
در و دیوار رخنه چون غربال
باد و باران منقی و کیال
سرش بر در دو پای بر دیوار
پهلو و پشت از برون جدار