فی‌القناعة

گوشه‌ای گیر از این جهان مجاز

توشهٔ آن جهان درو می‌ساز

نه ترا با کسی بُوَد پیوند

تا تو گوئی بدرد و آنکس خند

دولت دین چو روی بنماید

پشت بر کاینات فرماید

دیده چون کحل آشنایی یافت

دل تاریک روشنایی یافت