در صفت خلوت و تنهایی گوید

سلوتی نیست روح را از کس

سلوت روح خلوت آمد و بس

دهر بد رای و خلق بد بینند

راهت این است و مردمان اینند

یا به خلوت به خوش دلی تن زن

یا بر اینها نشین و جان می‌کن

کی فروشد خرد به رستهٔ جان

آب سی‌ساله را به تایی نان