اندر بد دلی خویش گوید

منم اندر ولایت خسرو

همچو خفّاش بد دل و شب‌رو

روز از بددلی چو خفّاشم

که نخواهم که صید کس باشم

دلم از نیک و بد رمان باشد

زانکه هشیار بدگمان باشد

اهل صورت بدند و نزد خرد

هرکه از بد گریخت نبود بد