حکایت

ایهّاالناس روز بی‌شرمیست

نوبت شوخی و کم آزرمی است

عادت و رسم روزگار بدست

خاصه با آنکه خاصهٔ خرد است

زانکه اهل زمانه نااهلند

شحنهٔ ظلم و قاضی جهلند

هرکه را روزگار مسخره کرد

نامش اندر میان ما سره کرد